
پ.ن: سال خوب و خوشی را آغاز کنید...



پ.ن: واقعا بايد ۲بار پشت سرهم گفت FREAK
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:40  توسط
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:19  توسط
|
خواب ديدم که در تهران هستم و همه جا شلوغ شده...خيابانها مملو از همهجور نيروهاي امنيتي... نظاميان با اسلحههايي عجيب و غريب ؛رو بهمردم هدف رفته و با حالت آماده باش ايستادهاند...جمعي ديگر نيز با هيکلي مهيب،ريشي بلند و بيسيم بهدست؛ اوضاع را در کنترل خود دارند.
نميدانم چرا تابلوي خيابان انقلاب را بهاندازهي بيلبوردهاي تبليغاتي نصب كرده بودند!؟ در زير همين بيلبورد،تابلوي كوچكتري بود كه روي آن نوشته بود: « روز مهم راي گيري... ميدان 24 اسفند»!
گويي «نيرو»ها دستور داشتند هر کسي را که از يک خط مشخصي از اين خيابان عبور کند،با تير بزنند و ميزدند... و صداي رگبار بود که گوشهاي من و همه را کر کرده بود. دود سياه و دويدنها، درست مثل فيلمهاي سينمايي سال 57 ديده ميشد...
من كمي شجاعت بهخرج دادم و حتا از آن خطكشيهاي ممنوعه نيز گذشتم.ولي وقتي با چشمهاي خود ديدم که جواني بهضرب تيرهاي مسلسل از پاي افتاد،فرار را بر قرار ترجيح دادم ،هرچند با گوشهاي خود ميشنيدم صداي مردمي را که با شعار منرا ترسو و بزدل ميخواندند.
وقتي از آن معرکه خارج شدم و نفسي تازه كردم،در كمال حيرت ديدم که خانمها،بدون روسري دست در دست هم،در حال راهپيمايي هيجان انگيزي آواز ميخوانند... اينبار با ارادهي خودم،روسريام را از سر برداشتم و به جمع آنان پيوستم. (كه با تشويق بيامان آن گروه تظاهر كننده همراه بود).
ناگهان يك اتوبوس نظامي پر از دخترهاي بدون روسري و آرايش کرده سر رسيد وهمه تظاهر كنندگان سوار شدند.نمي دانم چرا بهمن کاري نداشتند، ولي من با شجاعتي بينظير که فقط در خواب آن را سراغ دارم، به پلکان اتوبوس رفته و با اصرار از آنان خواستم که منرا نيز سوار کنند؟! باز هم نميدانم چرا همه در اتوبوس خوشحال بودند ولي بههر حال،اتوبوس حامل دختران بدون روسري و سربازان،پس از گذشت از پيچ خياباني و در حالي که سربازان آن لبخندي بر لب داشتند، همه مسافران خود را با احترام پياده کرد...و تازه اينجا بود که فهميدم ارتش نيز به مردم پيوسته...
به خيابانها و كوچههاي محله خودمان رسيدم. ميديدم آنجا هم خانمها بدون روسري و مانتو در حال رفتوآمد هستند و قرار است شب در مراسم بزمي که دولت جديد برگزار خواهد كرد شرکت کنند...
درست در آن لحظات شيريني كه همچون پرندگان در حال پرواز بر فراز خيابانهاي شهر شاهد كم شدن نيروهاي نظامي و امنيتي و افزوده شدن خيل عظيم جمعيت بودم،ناگهان از خواب بيدار شدم!
وقتي فهميدم با صداي نخراشيدهي گزارشگر تلويزيون از خواب بيدار شدم،در دل فحشي آبدار نثارش كردم! آن خبرنگار كه تقريبا به هليكوپتر آويزان بود،تصاوير و نماهايي با كادر بسته و تكرارياي از مردم را پاي صندوق يكي از حورههاي رايگيري نشان ميداد و «حقنه»گونه و تصنعي فرياد سر ميداد كه اين است ارادهي مردم و...
تلويزيون را خاموش كردم،لحاف را روي سرم كشيدم و همانطور كه «نه» ميگفتم،باز خوابم برد...

پ.ن:نه!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:9  توسط
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:54  توسط
|

برخي از اصلاحات «رضا خان» (رضا پهلوي،شاه ايران از ۱۳۰۴تا۱۳۲۰و بنيانگذار دودمان پهلوي):
· يكيكردن نيروهاي نظامي و تشكيل ارتش ايران.
· فرستادن دانشجويان ايراني بهخارج جهت تحصيل.
· پايهگذاري بانك ملي ايران.
· كشيدن راهآهن سراسري ايران.
· لغو كاپيتولاسيون.
· كشف حجاب.
· تاسيس راديو و خبرگزاري پارس.
· تاسيس دانشگاه تهران.
· گسترش صنايع مادر از جمله تاسيس كارخانه ذوبآهن اصفهان.
· تاسيس فرهنگستان ايران.
· حذف تقويم هجري قمري و جايگزين كردن تقويم «خورشيدي جلالي» بهعنوان تقويم رسمي ايران.
· از بينبردن كامل ياغيان منطقهاي و قبيلهاي كه هركدام خود «خان»ي بودند و بهطور جدي مانع انسجام ملي و پيشرفت ايران ميشدند.
· نجات خوزستان از چنگ «شيخ خزئل» كه در غير اينصورت و بهاحتمال زياد،امروز خوزستان براي خود كشوري جدا و نفتخيز مانند كويت بود كه با دسيسيههاي «پتروپوليتيك» پديد آمده بود و شيخ خزئل «امير» آن كشور ميشد.
پ.ن:در عکس،اقتدار بهخوبي ثبت شده... تقه بزنيد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:56  توسط
|